اوقات شرعی
       
      •  
        منبع خبر : روزنامه شهرآرا - مورخه 27 مرداد - صفحه 9
        تعداد بازدید: 162
        کد: 105035
        تاریخ انتشار:
        ۱۳۹۵/۰۵/۲۷

        گزارش روزنامه شهرآرا در خصوص جشن گنبد فیروزه ای بوستان کوهسنگی

        زمین زیر گنبد فیروزه‌ای مشهد
        گزارش روزنامه شهرآرا در خصوص جشن گنبد فیروزه ای بوستان کوهسنگی

        شهر رنگ رضوی گرفته است و این خودش را در ردیف ماشین‌هایی که پشت سر هم ایستاده‌اند تا از میدان شهدا خودشان را به خیابان شیرازی سُر بدهند، بیشتر نشان می‌دهد. گُله به گُله میز و سماور و دیگ شربت و طبق‌های نقل و نبات و شیرینی. همین ماجرا خودش افزوده است بر ازدحام جمعیت در این منطقه از شهر.
        از ترافیک میدان شهدا که خلاص می‌شویم تا میدان شهیددکتر شریعتی همه چیز خوب است به برکت خط ویژه و خلوتی آن و همین حلاوت المان شیرینی زنجبیلی که به مناسبت ایام دهه کرامت در ابتدای خیابان احمدآباد تعبیه شده است را زیر زبانم بیشتر می‌کند.
        نور در دامنه کوه نور
        دعوت هستم به یکی از قدیمی‌ترین بوستان‌های شهر مشهد نشسته در پایین‌پای شهدای گمنام؛ بوستان کوهسنگی. آخرین شب دهه کرامت است و روز عید مقاومت در شب میلاد امام رضا(ع) و در سالروز پیروزی حزب‌ا... لبنان در جنگ ٣٣روزه.
        هنوز از ورودی نرفته‌ام داخل که صدای قرآن را می‌شنوم؛ آیات سوره مبارکه نور در دامنه کوه نور. تا تشریفات ابتدای مراسم انجام شود، در نمایشگاه «اقتصاد مقاومتی» در بالا دست آمفی‌تئاتر گشتی می‌زنم؛ ۴٠غرفه شامل صنایع دستی و تنقلات سنتی و اسباب بازی و پوشاک و یک غرفه هم کتاب‌فروشی که کتاب‌های پویش #با_هم_بخوانیم را توزیع می‌کند و این بار کتاب «دخیل عشق» را در دست گرفته است.
        در غرفه سرمه‌دوزی برای اولین بار یک هنر جدید را می‌بینم؛ کوزه‌فرش. استاد این کار خانمی است میان‌سال و مدعی است اگر یک غرفه در نزدیکی حرم به او بدهند، همه خاورمیانه را پوشش می‌دهد.
        قرآئت قرآن تمام نشده به آمفی‌تئاتر رسیده‌ام. فضایی از سنگ‌ تراش خورده نشسته از دو طرف مشرف به سنگ‌های تراش‌خورده کوه و تا آخر مراسم می‌بینم که خانواده‌ها بساط شام را روی آن‌ها پهن کرده‌اند. در کنار بقیه جایی برای خودم دست‌و پا کرده، محو اجرای گروه سرود نوجوانانی شده‌ام که روی سن به لهجه زیبای مشهدی در حال اجراست «مشهد حضرت رضایه اینجه/ پینجره رو به خدای اینجه/ سبزنا توی دستاشایه مردم/ شهر طبیعت و صفایه اینجه ... » دو بیت اول که خوانده می‌شود مردم هم با دست‌هایشان آن‌ها را همراهی می‌کنند.
        گروه سرود که اجرایش را به پایان می‌برد، مجری حضور یک خواننده کرد را اعلام می‌کند؛ استاد عزیزخانی از کرمانشاه. در همین احوال هستم که استاد با جوخه و رانک کردی‌اش و شال به کمر بالای سن می‌رود. بدون هیچ موسیقی قطعه‌ای کوتاه در وصف امام رئوف می‌سراید، به گویش کردی و تحریری و اوجی و فرودی و جمعیت با سکوت محض در تمام طول اجرای استاد.
        سه آیینه
        همه منتظر هنرنمایی سه هنرپیشه مشهور و معروف کشوری یعنی «جلیل فرجاد»، «عباس غزالی» و «میرطاهر مظلومی» هستند که صدای «مظلومی» با طنین مخصوص خودش از پشت صحنه بلند می‌شود و این یعنی نمایش «سه آیینه» شروع شده است؛ روایت سه غلام از خطه خراسان است که ماموریت پیدا می‌کنند شمس‌الشموس (ع) را در سفرشان از مدینه به مرو همراهی کنند و هرکدام در بخشی از مسیر به ایشان می‌پیوندند. نمایشی روایی که راوی، داستان را روایت می‌کند و هنرپیشه‌ها همان داستان را اجرا می‌کنند.
        هر کدام از سه راوی اصلی که روی سن می‌آیند با تشویق حضار روبه‌رو می‌شوند. مظلومی نقش غلامی جنگی را بازی می‌کند که در مدینه اسیر تواضع و مردم‌داری امام رضا(ع) می‌شود. فرجاد، غلامی کاتب است در نیشابور که پس از شنیدن حدیث سلسله‌الذهب و شروط آن از زبان امام رضا(ع) به فکر فرو می‌رود و غزالی هم شاهد تحول درونی و ظاهری یکی از غلامان جنگی مامون است که پس از دیدن ساده‌زیستی امام که با پای برهنه به نماز عید فطر می‌روند، متحول می‌شود. و این سه غلام گویی مردمان امروز هستند که همگی در شب عید میلاد امام رئوف از سراسر جهان اسلام گردهم آمده‌اند در شهر شهادت. در طول ٣٠-۴٠دقیقه‌ای که نمایش اجرا می‌شود چهار هزار تماشاچی مراسم به صندلی خود چسبیده و تکان نمی‌خورند و نوبت به اجراهای تاریخی که می‌رسد، تلفن‌های همراه را در آورده و نمایش را ضبط می‌کنند.
        خستگی‌ناپذیر
        پس از این نمایش نوبت به یک آیتم غافل‌گیر کننده دیگر می‌رسد؛ اجرای سرود توسط گروه سرود «اسرا» که یکی از گروه‌های سرود حزب‌ا... لبنان است. با دیدن اعضای این گروه من یاد این جملات رهبری می‌افتم که «پیام زندگی پرماجرای امام رضا(ع) به ما عبارت است از مبارزه‌ دائمی خستگی‌ناپذیر» و حزب‌ا... به‌خوبی این پیام را گرفته که مبارز است و خستگی‌ناپذیر و هر روز ماجرایی و درگیری و توسلی به امام رئوف و امام رضا(ع) هم که از آن همه جهان اسلام است و نه فقط مشهد.
        اعضای گروه «اسرا» با قدهای بلند و شانه‌های ستبرشان پشت میکروفون‌های تعبیه شده قرار می‌گیرند و سرگروه آن‌ها یعنی اسماعیل عباس با دکلمه‌ای، مراتب ارادت خود و بقیه لبنانی‌ها به مردم ایران را اعلام می‌کند. اولین قطعه یک سرود سه زبانه (فارسی، عربی و انگلیسی) است در مدح امام هشتم. قطعات بعدی گروه اسرا همگی به زبان عربی است و هرکدام از یکی معروف‌تر و در تمام مدت اجرا انرژی و طراوت از همه اعضای گروه به مردم منتقل می‌شود و از مردم به مهمانان لبنانی تا اینکه در آخرین قطعه مردم هم با آن‌ها دم می‌گیرند؛ «اکتب بالدم النازف/ الموت الموت الموت لاسرائیل».
        هنرمند بوشهری که مشهدی‌ها بیشتر تصنیف‌های او را می‌شناسند تا اسم و چهره‌اش را، مهمان بعدی جشن است؛ حسین کشت‌کار خواننده اثر مشهور «منم سرگشته حیرانت ای دوست». کشت‌کار علاوه بر این قطعه یکی دیگر از کارهای ویژه‌اش را هم اجرا می‌کند.
        و دوباره نمایش هیجان‌انگیز آتش‌بازی که بیشتر از همه بچه‌ها و نوجوانان را دوباره سرجایشان میخ‌کوب می‌کند. موشک‌های رنگارنگ در دل آسمان صاف و ستاره‌باران لاجوردی بوستان کوهسنگی بالا می‌روند و ستاره‌هایی را که داخل خودشان مخفی کرده‌اند با صدایی خفه و از دور به دل آسمان می‌فرستند و هربار فریاد مردمی که دستشان از آسمان کوتاه است از سراسر بوستان شنیده می‌شود و این یعنی اینکه حتی آن‌ها که به آمفی‌تئاتر هم نیامده‌اند، شریک هستند در جشن ولایت در روز مقاومت.
         

        تعداد بازدید: 162
        نام:
        پست الکترونیک:
        شرح نظر:
        کد امنیتی:
         
        0 0
        آیا این مطلب را می پسندید؟ بله خیر